
شوهر : اگه یه روزی بفهمی که من با صمیمی ترین دوستت بودم چه فکری میکنی ؟
زن : فکر میکنم تو همجنس بازی
و خداوند زمین و آسمان را آفرید...
و ساخت بقیه ی چیزا رو به چین واگذار کرد
بدترین بلایی که سر دوست دخترتون میتونین بیارین که اعصابش تبدیل به خاکشیر بشه اینه
که تو دانشکده دره کلاسشو بزنی به استاد بگی با فلانی کار دارم
میگه چیکارش داری؟
میگی: مامانش براش لقمه داده آوردم
بدشانسی یعنی دوست دخترم زنگ زده میگه علی یه چیزی خونتون جا گذاشتم , حالا من هی با استرس میگم چی ؟ اونم جواب نمیده ... کل خونه رو گشتم ... تا زیر تختا .. تو حموم ... همه جا ... زنگ زدم میگم دلارام چی جا گذاشتی , یکم فک کن جان مادرت ...
میگه دلمو عزیزم ... پیش تو جا مونده ......
پسر به دختر:می دونی برای هدیه تولدت چی خریدم"؟
دختر: نه...
پسر: اون پژو 206 قرمز رنگه که کنار خیابون پارک شده رو می بینی"؟؟؟ . . .
دختر: آررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررره". . .
پسر: چتـــه چرا اینقدر ذوق کردی؟!! یه ماتیک درست به همون رنگ. . .!!
دیشب رفتیم استخر، می خواستیم کفشارو تحویل بدیم کلید بگیریم، طرف می گه شما هم کفش دارین؟؟ میگم : پـَـَـ نه پـَـَــــ طرح حرم تا حرم بوده پابرهنه اومدیم ثواب ببریم...
یه راننده میره آمپول بزنه،پرستار با شوخی میگه:طرف شاگرد بزنم یا راننده؟
یارو میگه هر طرف میزنی بزن فقط دست به دنده نزن.
فقط با مهندس ها دوست شوید!!!
اگرچه
دکترها، خوب می کنند...
آشپزها، سیر میکنند...
آرایشگرها، قشنگ می کنند...
رفتگرها، تمیز می کنند...
حسابدارها،حساب شده می کنند...
اما این فقط مهندس ها هستند که درست می کنند!!!
رفته بودم خانه سالمندان مسئولش میگه اومدی عیادت ؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـــ اومدم 2 تا از این پرمردها رو ببرم بزرگشون کنم
تو اتوبان داشتم لایی میکشیدم،یه زانتیا اومد گفت داری لایی بازی میکنی؟؟؟
گفتم: پــ نــ پـــ دارم واست عربی میرقصم!!!
گفت:دِ نـَـه دِکنترل نا محسوس بزن بغل
پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم میگه اااا می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش !!